خرید بک لینک
یه وقتایی به یه جایی میرسی که میفهمی تا خدا برات نخواد نمیشه.. و وقتی اصلا تو فکرش نیستی خدا همه چیو جفت و جور میکنه که بشه! خدایا من این روزا چقد نیاز دارم به این شدنهات.. به این لطف های یهوییت.. من همه چیو سپردم دست خودت دیگه از بنده هات ناامید شدم. خیلی جاها بهم کمک کردی لطف کردی که انتظارشو نداشتم خیلی جاها بهم عزت دادی منو بردی بالا.. خیلی جاها ناامید شدم و فکر کردم دنیا به آخر رسیده ولی تو نذاشتی زمین بخورم.. میدونی این روزا چه چیزایی تو دلم مرده.. میدونی خیلی از مسائل زندگیم اونجور که دلم میخواست پیش نرفت..من بنده ی بدی بودم ولی امتحانمم خیلی سخت پیش رفت. فقط لطف تو بوده که میون اینهمه فشار دوام آوردم شاید هرکی جای من بود نمیتونست تحمل کنه...خسته ام. خیلی خسته ام.. خستگی برجسته ترین حس این روزامه.. روحم خسته ست جسممو هم خودم خسته میکنم تا روحم بیشتر ازین فرسوده نشه تا بتونم دووم بیارم تا بیشتر ازینا فکر وخیال نکنم..خدایا خودت بهتر میدونی چی برام خوبه صلاحم تو چیه ..خودت بساز برام. زندگیم دست خودت اصلا.. خودت کمکم کن.

برچسب: نویسنده: کارن میرزاده تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 17:01

...من و تو و پستی بلندیای زندگیمونو یک دنیا خوشبختی

اومدم اینجا بنویسم دیدم همه چیو سپردم دست خودش و خیالم راحت شد...

| پنجشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۰| 13:37|خانوم بَس |



برچسب: نویسنده: کارن میرزاده تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 17:01

زندگی مثل برق و باد میگذره و تغییرات جدید و روزای متفاوت رقم میزنه.پسر ارشدم تا پند روز دیگه رسما کلاس اول رو شروع میکنه و من نقش جدیدی با عنوان اولیای دانش آموز به مسئولیت هام اضافه میشه. فکرشو بکن ! انگار همین دیروز بود خودم دانش آموز بودم.. خیلی با نمکه که الان مامان دانش آموزم.. باید این هفته ببرمش آرایشگاه موهاشو کوتاه کنم و جشن شکوفه ها شرکت کنه عسل مامان.. | دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۰| 10:13|خانوم بَس |

برچسب: نویسنده: کارن میرزاده تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 17:01

صفحه بندی